![]() |
![]() |
|
| برخيز و به نوع بشر كمك كن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/07/05ساعت 23:32 توسط پایدار |
|
ذخیرهی گوگل (Google cache)فعلا این سادهترین راه برای فرار از سانسور است. کافی است به گوگل بروید و آدرس وبسایتی را که میخواهید با گذاشتن یک cache: وارد کنید. مثلا بنویسید: اگر میلهابزاریا Toolbar گوگل را دارید کارتان راحت تر است. چون برای دیدن نسخههای ذخیره شدهی وبسایتها دگمهی مخصوص دارد. به نظرم این روش سادهترین است، ولی اشکالش آنجا است که همیشه نسخهی چند روز قبل یک وبسایت را نشان میدهد که ممکن است با نسخهی کنونیاش تفاوت داشته باشد. میزبانهای میانی (Proxy servers)این میزبانها یا سرورها در واقع واسطهای هستند بین شما و اینترنت. یعنی مثلا بجای اینکه مستقیم سراغ وبسایت سانسور شده بروید، اول به یک واسطه یا پراکسی وصل میشوید و بعد از طریق آن به وبسایتهای سانسور شده وصل میشوید. میزبانهای میانی انواع گوناگون دارند:
اشکال کل این روشها سه چیز است: اول اینکه خود این میزبانهای میانی هم به آسانی مسدود میشوند، دوم اینکه پیدا کردن آنهایی که هنوز بازند خیلی سخت است، و سوم اینکه خیلی از آنها مجانی نیستند، برای اینکه از سوءاستفادهی خرابکاران اینترنتی جلوگیری کنند. ولی در عوض کار کردن با آنها خیلی ساده و بیدردسر است، حداقل تا زمانی که مسدود نشدهاند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/07/06ساعت 22:49 توسط پایدار |
|
|
برای عبورار فیلتر راههای زیادی وجود داره که ما اینجا چند روش ساده را به شما نشان میدهیم http://www.sabinenet.com/webjet/WebJetSetup.exe 4-روش چهارم استفاده از سایتهای فیلتر شکن رایگان میباشد که تنها کافی است وارد این سایتها شده و ادرس سایت یا بلاگ فیلتر شده را در قسمت مشخص شده وارد نمایید تنها عیب این سایتها اینه که کمی از سرعت اتصال شما کاسته میشه کوئیک برائز 5- روش پنجم استفاده از نرم افزار جاپ میباشد http://mithras.org/mt/001004.html خواننده گرامی اگر شما نیز روشی برای عبور از فیلتر دارید در قسمت نظرات آن را به دیگران آموزش دهید یا به ایمیلهای زیر ارسال نمایید تا برای آموزش عموم در این سایت درج شود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/07/06ساعت 22:39 توسط پایدار |
|
|
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری ، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.
ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی میکردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید . اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند. برای حل این مسئله ، شرکتهای ماهی گیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آنها ماهی ها را میگرفتند آنها را روی در یا منجمد میکردند. فریزرها این امکان را برای قایقها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکتهای ماهیگیری مخزنهایی را در قایقها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری میکردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند. متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. زیرا ماهیها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده بودند. باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکتهای ماهیگیری بگونه ای باید این مسئله را حل میکردند. آنها چطور می توانستند ماهی تازه بکیرند؟ اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟ پول زیاد به محض اینکه شما به اهدافتان می رسید مثلاْ (( یافتن یک همراه فوق العاده خوب ، تاسیس یک شرکت موفق ، پرداخت بدهی هایتان یا هر چیز دیگر )) ممکن است شور و احساساتتان را از دست بدهید و دیگر به سخت کار کردن تمایل نداشته باشید ، لذا سست می شوید. شما همین موضوع را در مورد برندگان بخت آزمائی که پولشان را به راحتی از دست می دهند، کسانی که ثروت زیادی برایشان به ارث می رسد و هرگز موفق نمی شوند وملاکین و اجاره داران خسته ای که تسلیم مواد مخدر شده اند، شنیده و تجربه کرده اید. این مسئله را رون هوبارد در اوایل سالهای ۱۹۵۰دریافت: " بشر تنها در مواجهه با محیط چالش انگیز به صورت غریبی پیشرفت می کند " منافع و مزیتهای رقابت
چطور ژاپنی ها ماهیها را تازه نگه میدارند؟ برای نگه داشتن ماهی تازه شرکتهای ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایقها استفاده می کنند اما حالا آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند. کوسه جندتائی ماهی میخورد اما بیشتر ماهیها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد میرسند. زیرا ماهیها تلاش کردند. توصیه :
" اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید "
" در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاْ چقدر می توانید دورتر بروید "
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/07/06ساعت 1:6 توسط پایدار |
|
|
اشو زرتشت می فرمایند: خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد.
این فرموده را یک از دوستانم برایم نقل کرد ، بعد از آنکه آنرا شنیدم خداوند را شکر کردم که در کاری هستم که ستون آن این است که از سود گرفتن دیگران سود بگیرم ، با تغییر خوشبختی دیگران خوشبخت شوم و با لبخند دیگران لبخند بزنم . این لینک برای خیلی ها گشایش داشته ، شاید برای تو هم کار کنه ، ببین و نظر ت را بگو : http://i.euniverse.com/funpages/cms_content/2529/4candles.swf یا حق |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/07/06ساعت 1:2 توسط پایدار |
|
|
اصولا اينگونه جايز ندانستنها و حتي تحريمها در تاريخ، كم نبودند و هر مرجع تقليدي، بسته به برداشت و نظر خود، حدّت و شدت تحريم را معين ميكرد. ادبياتي كه براي اينگونه حرمتها به كار ميرود اغلب به اين صورت هستند :
در حکم محاربه با امام زمان است: اليوم استعمال تنباکو و توتون باي نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه عليه است. (آيت الله ميرزاي شيرازي) مطلقاً و قطعاً حرام: شطرنج مطلقا حرام است(آيت الله سيستاني) حرام: پول دادن به شعبده بازها و دعوت از ايشان حرام است. (امام خميني) بنابر احتياط حرام: بازي با آلات قمار ولو بدون برد و باخت بنا بر احتياط شديد حرام است. (آيت الله العظمي بهجت) جايز نيست: نظر كردن خانمها به فيلمهاي ورزشي كه از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش ميشوند در صورتي كه اكثر بدن مردان نمايان باشد؛ جايز نيست. (آيت الله العظمي صافي گلپايگاني) اشكال دارد: خريد و فروش برگهاي ارمغان بهزيستي اشكال دارد و شبيه بليطهاي بختآزمايي است. (آيت الله مكارم شيرازي) خالي از اشكال نيست: كف زدن در مجالس اهل بيت خالي از اشكال نيست. (آيت الله العظمي گلپايگاني) رجحان شرعي ندارد: سيزدهبهدر و چهارشنبهسوري رجحان شرعي ندارد و تشويق مردم به اين مورد؛ تشويق به دنيا و اغفال از آخرت است (آيت الله تبريزي) كراهت دارد: بلند بودن ريش بيشتر از يك قبضه كراهت دارد. (خامنهاي) همه حقايق برای اينکه پذيرفته شوند از سه مرحله می گذرند ابتدا مورد تمسخر قرار می گيرند سپس با خشونت تمام مورد مخالفت قرار ميگيرند سر انجام به عنوان امر بديهی و پيش پا افتاده پذيرفته می شوند شوپنهاور |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/07/06ساعت 0:55 توسط پایدار |
|
|
سلام دوستان مطلبی را در روزنامه ایران دیدم که بسیار برایم جالب بود ، آنرا برایتان نقل میکنم خودتان قضاوت کنید :
بدون شك ما جراى كلاهبردارى اينترنتى شركت گلدكوئست آخرين پرونده اى نيست كه در دستگاه قضايى باز مى شود. مسدود كردن اينترنت ممكن نيست، شايد بهتر باشد ما روياهايمان را مسدود كنيم! آیا واقعاْ باید رویاهایمان را مسدود کنیم و همچنان برای انجام رویاهای صاحبان سرمایه در خدمت آنها فعالیت کنیم ؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/07/05ساعت 14:44 توسط پایدار |
|
|
وقتی خدا خواست که وارد این کار شوم ،
وقتی خدا خواست که مسیر زندگیم تغییر کند
وقتی خدا خواست که سختی و شیرینی را تجربه کنم
وقتی خدا خواست که از زیر سلطه جباران رها شوم
همه اش لطف است ،َ همه اش امید ، همه اش صلح
خداوندا در این روز و هر روز زندگیم بر این باورم که تو توانای مطلقی و نه غیر از تو ، پس من در راهی که تو آنرا برایم روشن کردی به امید تو محکم و استوار قدم می گذارم.
یا حق
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/07/04ساعت 5:33 توسط پایدار |
|
|
۳۱ شهريور ۱۳۸۴
رئيس قوه قضائيه با اشاره به پروندههايي مانند شركت گلدكوئيست گفت: اين نوع پروندهها به حاكميت ارتباط پيدا نميكند و فرد يا افرادي در جامعه مردم را فريب ميدهند كه با شكايت افراد موضوع در مراجع مربوطه پيگيري خواهد شد.
مرجع : سایت بازتاب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/07/01ساعت 21:42 توسط پایدار |
|
|
آقای کاتوزیان نماینده مردم تهران در مجلس ، در کفتگوئی با روزنامه دنیای اقتصاد مطالبی را عنوان کرده اند که قسمتی از آنرا در زیر آورده ام. كاتوزيان: ما هرگز مخالف فعاليت بازاريابي شبكهاي نبودهايم. جلسات ما هم هرگز براساس مخالفت با اصل آن برگزار نشده است ما قصد داريم بازاريابي شبكهاي را قانونمند كنيم. ما ميدانيم چه ميخواهيم و بر اساس آن حركت خواهيم كرد
اراده براي شركت در انتخابات، فردي بود يا خودتان به اين نتيجه رسيديد؟ دوستان به من پيشنهاد كردند كه در انتخابات شركت كنم. خودم دلم ميخواست كه اثربخشي بيشتري داشته باشم. اما نماينده تهران بودن چيزي نيست كه بشود در موردش به صورت فردي تصميم گرفت. دوستان گفتند اگر علاقه داشته باشي و بيايي ما حمايت ميكنيم. ظاهرا همان گروهي بودند كه بعدها به آبادگران معروف شدند. بله، مجموعهاي بودند كه بعدها به نام آبادگران، شناخته شدند، عموما دوستاني بودند كه از قديم شايد آشنايي ما برميگشت به قبل از انقلاب، آنها را ميشناختيم و آمديم و كانديدا شديم، انگيزه شخصيام بيشتر اين بود كه بتوانم اثربخش باشم، من به عنوان يك استاد دانشگاه خيلي خوشحالم كه به بچههاي اين ملت (نسل جديد) آموزش بدهم و چيزهايي را كه ياد گرفتم، تجربياتم و پژوهشهايم را در اختيار آنها قرار دهم.اما اين تا حدي آدم را ارضا ميكند، اگر جاهطلبي بيشتري براي خدمت داشته باشيد، خب نمايندگي مجلس جاي خوبي است.در اين مدت هم چند طرح خوب داشتهام. اول بحث قرارداد ال-90 است كه خيلي خوب پيگيري كردم. بعد بحث تاو و ترك سل است كه منجر به اصلاح قرارداد شد. مورد ديگر قرارداد تركسل بود كه با دوستان ديگر پيگيري شد، كه سهم ايران را در اين قرارداد افزايش داديم، مورد ديگر قرارداد تاو بود كه در پروژه فرودگاه امام. قرارداد بدي بود، پيگيري كرديم كه تغيير كند، خدا را شكر آقاي رحمتي هم نظر موافق داشت و تغييرات طوري كه مورد نظر ما بود، انجام شد، بحث ديگر موضوع، شركتهايي است كه تحت عنوان بازاريابي شبكهاي فعاليت ميكنند، شركتهايي مثل گلدكويست، مايسون، گلدماين و ... كه داريم پيگيري ميكنيم و قصد داريم فعاليت شركتهاي فعال در نتورك ماركتينگ را ساماندهي كنيم. يعني نميخواهيد جلوي فعاليت اين شركتها را بگيريد؟ نه. ما قصد داريم، قانوني بنويسيم كه فعاليت اين شركتها را قانونمند كنيم.در چارچوب قانون بازاريابي شبكهاي كه قرار است تدوين شود، همه شركتها ميتوانند فعاليت كنند اما خارج از اين چارچوب هيچ شركتي اجازه فعاليت نخواهد داشت. مثل قوانيني كه در آمريكا، اروپا و خيلي كشورهاي آسيايي نوشته شده است. شما همين برخورد را با پديدههاي ديگري مثل ليزينگ هم داشتيد؟ بله قصد ما اين است كه به محض ظهور پديدههاي اين چنيني بتوانيم واكنش سريع داشته باشيم تا بعدها مردم دچار زيان نشوند.اين طور كه عدهاي يكسري پولهاي هنگفت را به راحتي به جيب ميزنند، در حالي كه عمده اين پول از جيب سطوح پايين جامعه تامين ميشود، اصلا در شان كشور نيست. در قانون جديد، ما سعي كردهايم، شرايطي فراهم كنيم كه فعاليت بازاريابي شبكهاي قانونمند شود. ما در اصل مخالف تجارتهاي الكترونيكي نيستيم بلكه نيتمان، قانونمند كردن اين گونه فعاليتها است. قانون جديد چه ويژگيهايي دارد؟ ببينيد، بازاريابي شبكهاي اصلش خوب است مثل تجارت الكترونيك. ما از يكسري ابزار استفاده ميكنيم تا دادوستد سريعتر دنبال شود. در اين روش دادوستد با راندمان كاري بيشتري دنبال ميشود. اما يك بخش اين گونه رابطهها نيروي انساني است و بخش ديگر آن، نرمافزار است. اينها بايد به نحوي به كار گرفته شود كه افراد متضرر نشوند. اگر ميخواهيد از اين پديده به نحو مطلوبي براي توسعه اقتصادي و بازرگاني استفاده كنيم، بايد از ابعاد مختلف آن آگاه باشيم. در طرحي كه ما آن را تهيه كردهايم، هدف اين است كه فروش كالا مبناي پرداخت پورسانت باشد، نه جذب افراد پس فرقي نميكند كه كالا چه باشد. فقط بايد ارزش داشته باشد؟ ميتواند كتاب باشد، زعفران و ميوه و يا هر كالاي ديگري كه ارزش دارد. در صورتي كه يك كالا مبنا قرار بگيرد، از نظر قانوني مشكلي نخواهد داشت، نه؟ اگر فروش كالا مبناي دريافت پورسانت باشد نه جذب افراد هيچ مشكلي نخواهد داشت اما الان در برخي از شبكهها، بهگونهاي رفتار ميكنند كه هيچ كالايي وجود ندارد. در اسلام هم اين رابطه كه به آن معامله <كالي به كالي> ميگويند. مورد دارد و صحيح نيست. منظور اين است كه مبناي هرگونه دادوستدي در اين شبكهها، بايد كالا باشد. حتي در آمريكا هم فعاليت شركتي كه بر اساس اين الگوها فعاليت ميكرد، متوقف شد. فعاليت شركت <اندوي> با حكم ديوان عالي فعاليت آمريكا متوقف شد. در طرحي كه ما تهيه كردهايم، سعي بر اين بوده است كه اصول كلاسيك اين گونه فعاليتها را مبناي طرح قرار دهيم. به همين دليل ما هم مثل كشورهاي ديگر تلاش كردهايم كه دو اصل را مبناي قانون قرار دهيم. اول اينكه صرفا جذب افراد، در شبكههاي بازاريابي، نبايد براي جذب پورسانت، ملاك باشد. بلكه بايد در شبكهها، يك كالا بازاريابي شود و البته اصل مهم ديگر اين است كه در شبكهها براي ثبتنام افراد نبايد اجباري در كار باشد.ضمن اينكه شبكهها نبايد براي ثبتنام حق عضويت دريافت كنند. ميخواهم براي شما مثالي بياورم.ببينيد، همين روزنامه دنياي اقتصاد را يك كالا در نظر بگيريد. فردي اعلام ميكند كه حاضر است روزنامه شما را طوري توزيع كند كه شما دغدغهاي در مورد آن نداشته باشيد. شما كه از اين طرح استقبال كردهايد. قطعا حاضر ميشويد براي فروش تكتك روزنامهها، پورسانت بدهيد. حالا طرف ميتواند براي توزيع بهتر از شبكه بازاريابي استفاده كند و به افراد پورسانت بدهد. منتها در اين ميان كالايي وجود دارد اما اگر شبكهاي باشد كه در محور فعاليتش كالايي نباشد ما جلويش را خواهيم گرفت. در عقود اسلامي هم، اين موضوع آمده است كه معامله <كالي به كالي> مشكل شرعي دارد. فكر ميكنم توضيحات شما به نوعي به ديدگاه اسلام هم ربط دارد. قطعا همينطور است. خوشبختانه در مجلس فعلي، مجتهد و صاحبنظر زياد داريم. ما جلسههاي زيادي برگزار كردهايم و جمعبندي خوبي هم داشتهايم. از بانكمركزي آمدهاند، وزارت اطلاعات و حتي قوه قضاييه و در نهايت ما به جمعبندي خيلي خوبي در مورد بازاريابي شبكهاي رسيدهايم. در جمعبندي خوبي كه اشاره ميكنيد، چه تصويري ميشود در مورد آينده بازاريابي شبكهاي ترسيم كرد. - من مايلم به صراحت اعلام كنم كه ما هرگز مخالف فعاليت بازاريابي شبكهاي نبودهايم. جلسات ما هم هرگز براساس مخالفت با اصل آن برگزار نشده است ما قصد داريم بازاريابي شبكهاي را قانونمند كنيم. ما ميدانيم چه ميخواهيم و بر اساس آن حركت خواهيم كرد. در مورد آينده اين شركتها چطور؟ آيا برنامه خاصي خواهيد داشت؟ بله. بر اساس قانون، شركتهاي خارجي هم ميتوانند در ايران شعبه داشته باشند. به اين شرط كه اول بر اساس جذب افراد و توسعه هندسي، پورسانت دريافت نكنند. دوم، كالا نبايد اجباري فروخته شود و سوم: كالا بايد با ارزش ذاتي خريد و فروش شود. پس اگر در شبكهاي سكه داد و ستد شد، مشكلي نخواهد داشت؟ - به شرطي كه سكه معادل ارزشي كه دارد دادوستد شود. در غير اين صورت قطعا غيرقانوني خواهد بود. ضمن اينكه پورسانتها، در قبال فروش سكه پرداخت شود نه در قبال توسعه هندسي افراد. پس آن وقت، با حضور شركتهاي خارجي در ايران مخالفتي نخواهيد داشت؟ اگر قوانين ما را بپذيرند، مشكلي نخواهيم داشت. در طرح شما، شبكهها بايد زيرنظر كدام نهاد و سازمان فعاليت كنند؟ از نظر توزيع كالا، بايد زير نظر وزارت بازرگاني باشند و از نظر فعاليتهاي مالي، بايد با بانك مركزي هماهنگ شوند. اگر تخلفي صورت گرفت، چه برخوردي خواهيد كرد؟ يادتان باشد، طرح ما بر اساس بند <ز> ماده يك قانون جريان اخلالگران اقتصادي خواهد بود. يعني متخلفين اين قانون، اخلالگر اقتصادي شناخته خواهند شد. ميدانيد كه مجازاتهاي سنگين براي اخلالگران اقتصادي درنظر ميگيرند. چه زماني نهايي ميشود و از كي اجرا خواهد شد؟ ما در كميسيون مربوطه، اين طرح را تصويب كردهايم. قرار است به زودي در صحن علني مطرح شود. به طرح، قيد يك فوريتي دادهاند و البته من قصد دارم با هيات رييسه مذاكره كنم تا هرچه زودتر بررسي شود. ميدانيد كه چند پرونده بزرگ در قوه قضاييه تشكيل شده اما به نوعي هنوز نميدانند با آن چه كنند. در هر صورت ما مايليم كه طرح را هرچه زودتر تصويب كنيم.
مرجع : روزنامه دنياي اقتصاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/07/01ساعت 20:45 توسط پایدار |
|
|
دوستان عزيز سلام
این وبلاگ برای درج اخبار و اطلاعاتی می باشد که جنبه عمومی دارد ، براي دريافت جزوات و اطلاعات مكتوب و نرم افزارهاي كاري ، لازم است در گروپي كه در سايت Yahoo ایجاد کردهایم عضو شوید .
برای این منظور اطلاعات ذیل را به آدرس leaders_gqi@yahoogroups.com ارسال نمائيد تا در صورت تائيد عضويت شما انجام شود.
موارد لازم براي عضويت :
1 - مشخصات فردي (شامل : نام و نام خانوادگي / نام پدر / سال تولد / شهر محل سكونت )
2 - شماره TC متقاضي
3 - نام و نام خانوادگي بالاسريتان
4 - نام و نام معرفتان براي عضويت در گروپ ( لازم به ذكر است كه معرف بايد از اعضاء گروپ باشد )
پاينده باشيد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/07/01ساعت 15:29 توسط پایدار |
|
|
جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد. هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: ”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“ هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پيشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند. چرا؟ برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است. اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند. مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم: من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟ جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم. می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم. هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم. هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم. من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم. من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“ جری گفت ” همینطور است“ ”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است. شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید. شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند. شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید. این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“ چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد . او درب پشتی رستورانش را بازگذاشته بود. و بعد ؟؟؟ صبح هنگام،او با سه مرد سارق روبرو شد . آنها چه می خواستند؟ درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد ، به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد.دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند. خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند. من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم. هنگامی که از او پرسیدم چطور است،پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“ من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت. پرسیدم : ”نترسیده بودی“ جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد. اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم. من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“ می دانستم که باید کاری کنم“ پرسیدم ”چکار کردی“ جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه ؟ من پاسخ دادم ”بله“ دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند. یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم ” گلوله“ درحالیکه آنها می خندیدند گفتم: من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها. به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند . من از او آموختم که هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید. طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست – و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد. بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1384/07/01ساعت 14:42 توسط پایدار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|